به وبگاه فرهنگی خبری مهند کچومثقال خوش آمدید

امام صادق عليه السلام :لقمان به پسرش گفت: «اى پسرم! [متاع] دنيا ناچيز است و عمر تو نيز كوتاه».ا((اعلام برنامه امامزاده بی بی خدیچه (سلام الله علیها) بمناسبت شهادت امام صادق (علیه السلام)در جدید ترین مطلب))

شما اینجا هستید: خانه / مقالات / علمی / نظام آبیاری و کشاورزی در کچومثقال اردستان (متن کامل)

نظام آبیاری و کشاورزی در کچومثقال اردستان (متن کامل)

دکتر غلامرضا جمشیدیها

دکتر غلامرضا جمشیدیها

نظام آبیاری و کشاورزی در کچومثقال اردستان (متن کامل )

پیشاپیش از آقای دکتر غلامرضا جمشیدیهارئیس دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران ، بخاطر آنکه مارا مرهون لطف خود قرار داده ودانشنامه پایان دوره کارشناسی خود رادر اختیار پایگاه فرهنگی “مهند “کچومثقال قراردادند ،کمال تشکر راداریم وبرای این استاد عزیز وعالیقدر که افتخار کچومثقال می باشند آرزوی سلامتی وموفقیت روز افزون داریم.
محمد علی منتهایی

پایان نامه برای دریافت درجه لیسانس
موضوع رساله : نظام آبیاری و کشاورزی در کچومثقال اردستان
به راهنمایی : استاد محترم جناب آقای دکترجواد صفی نژاد
نگارش : غلامرضا جمشیدیها۱۳۵۸ ه. ش

دانشگاه تهران
دانشکده علوم اجتماعی دکتر علی شریعتی

فصل اول : موقعیت طبیعی اردستان

اردستان از طرف شمال محدود است به کویر و از مشرق به نایین وبیابانک واز جنوب به کوهپایه و از مغرب به برخوار اصفهان ودر ۶۵کیلومتری نطنز بعد از مهاباد وموغار واقع است.

ازحیث موقعیت طبیعی نیز به دو بخش تقسیم می شود:
قسمتی که مسطح وهموار است ونشیب وفرازی ندارد،مانند:گرمسیروبخش دیگری که دارای پستی وبلندی ومرتفعات است ،همچون :علیا وسفلی وبرزاوند.
بلوک علیای اردستان از نظر حاصلخیزی رتبه متوسط رادارد ولی ازلحاظ وجود میوه های گوناگون در درجه اول است.اما کثرت وقلت کلیه محصولات آن تابع بارندگی است وبایکدیگر ارتباط دارند.محصولات آنجا بین گرمسیری و کوهستانی است.در سفلی وبرزاوند مرتفعات زیاد وجود دارد که یک رشته از آن تا حدود یزد ادامه دارد ودر قسمت گرمسیر ریگهای زیادی وجود داردکه دنباله ریگهای روان صحرای بزرگ
لوت کرمان وخراسان وبعضی اوقات مزارعی را از بین می برد و گاهی اتفاق می افتد که دهی در ریگهای روان مستور می گرددواغلب دهات مجاور گرفتار این بلیه می شوند و بالنتیجه ضرر وزیان قابلی به مردم فقیرآنجا وارد می آید .
بطوری که از مجموع کتب جغرافیا و تواریخ پیشین معلوم می شود نمکزار فعلی اردستان که در امتداد کویر لوت بزرگ است ،در زمان قدیم دریا بوده که از ساوه شروع وتا کرمان ممتد وبالاخره به دریای بزرگ جنوبی متصل می گردیده و احتمال داده می شود«هفت شهر لیلاز»که مرکز آن «لاسون»و در کنار کنار دریای مزبور بوده وفعلا جز تپه وآثار مختصری چیزی از آن باقی نیست همان «هفت شهر لوط» معروف است که چنانچه در قرآن آمده در اثر عذاب الهی از بین رفته اند .
آب وهوای اردستان
اردستان از لحاظ تقسیمات آب وهوا بطور کلی به دو بخش تقسیم می شود :
الف- ریگستان
ب – کوهستان

الف- ریگستان:به علت آنکه سطح زمینهای این قسمت از ریگهای ریز پوشیده شده بدین نام نامگذاری شده است . این قسمت بیشتر در شمال اردستان قرار دارد که از مهاباد و موغار شروع شده است و تمام زواره را زیر پوشش خود قرار میدهد . آ ب و هوای آن گرم میباشد به طوری که هر چقدر در امتداد مهاباد و موغار دور شویم علاوه بربرخورد به تپه های شنی آقا علی عباس هوا نیز گرمتر میشود .
ب – کوهستان : ( این نکته را نباید از یاد برد که به کار بردن کلمات سرد ، گرم ، معتدل در مورد آب و هوای اردستان نسبی و در رابطه با کل منطقه اردستان است نه با مناطق دیگر . ) قسمت کوهستانی اردستان به سه قسمت کوچکتر تقسیم میشود به نام :
۱- برزاوند
۲- علیا
۳- سفلی
از این بین برزاوند به علت آنکه با کوههای منطقه اردستان نزدیکی بیشتری دارد آب و هوایش سردتر از علیا و سفلی میباشد . گر چه علیا و سفلی خود بعضی از روستاهاشان که نزدیک به گرمسیر است آب و هوایشان گرمتر است و بعضی دیگر که نزدیک برزاوند است آب و هوایشان خنک تر است ولی روی هم رفته آب و هوایشان خوب و معمولی است .

۳- تقسیمات سیاسی اردستان
(دراین قسمت به علت دسترسی نداشتن به افرادی که حدود هر یک از بلوک ها رابداند ناچارا از کتاب از کتاب آتشکده اردستان استفاده نمودم. )
همانطور که در صفحه قبل تذکر دادم اردستان به بطور کلی تقسیم می شود:
۱- کوهستان
۲- ریگستان

۱- کوهستان : این قسمت خود به سه بلوک تقسیم می شود :
الف: برزاوند
ب :علیا
ج: سفلی

الف – برزاوند : برزاوند از طرفی به خاک نائین واز قسمت دیگربه کوهپایه واز جانبی به علیا واز ناحیه زفرقند ( جزلا ) به سفلی محدود است .
آب وهوای برزاوند در نهایت خوبی است .بعضی از نواحی آن مانند کهنگ وپاره ای دهات دیگر سردسیر ومحصول میوه های آن بسیار دیر می رسد . آب وهوا ومحصول برزاوند عموما کوهستانی است . منتها متفاوت است قرائ مهم این بلوک قدیمی وبنائ عمران اولیه آن مربوط به اعصار قبل از اسلام است چنانکه از اسامی آن : جوگند . کهسار . ماربین . نیسیان . کهنگ آشکار می گردد .
ب- بلوک علیا :
بلوک علیا محدود است از طرف شمال به گل انجیله نزدیک ریگستان و از طرف غرب منتهی می شود به عباس آباد واز طرف مشرق محدود است به احمد آباد حاجی معدل و منتهی الیه جنوبی مزرعه دهچی متصل به بلوک کوهپایه است.
آب و هوای بلوک علیا در غایت خوشگواری ولطافت است و کمتر نقطه ای در شهرستان اردستان یافت می شود که به ایت موقعیت باشد و تمام دهات و مزارع آن کوهستانی و بعضی نواحی آن محصولش دیر می رسد .
ازدهات مهم این بلوک:
۱-لاسیب، ماستبندی، توتکان ،احمد آباد و…
۲-اونج وبرگور
۳-عباس آباد،گلومل،حسن آباد و…
۴-بغم،ومکان ،جنبه و…
۵-همبرات که شامل همبر ،شیرازون و…هستند که البته همبرات سرحد علیاو سفلی قرار دارد .
ج –بلوک سفلی:بلوک سفلی محدود است از طرف شمال به گرمسیر( امیرآباد زواره) و از مغرب به شهر اردستان واز مشرق به نایین واز طرف جنوب به برزاوند (جزلا ولاچه) رشته کوهی درجنوب سفلی امتداد دارد که ظاهرا در انارک خاتمه پیدا می کند .آب وهوای سفلی را می توان به سه منطقه تقسیم نمود:
۱-معتدل – آب وهوای کچومثقال وتوابع آن (سرابه ،ونین ، گزستان یا گدستان ) ،مهرآباد وتوابع (نصرند)،زاغل و…
۲- گرمسیر –آب وهوای نردآباد ، انجیله ، شهراب ، سفیده
۳- سردسیر – آب وهوای گلشنکنان ، صاحب آباد ، چناروتعدادی از دهکده های اطراف برکه ورحمت آباد .
د – ریگستان یا گرمسیر : این قسمت از موغار ومهاباد شروع و به آخرین نقطه ریگستان زواره (کریم آباد) منتهی می گردد .از مختصات آن ریگهای روان است . این ریگها از نزدیکی بادرود ونطنز شروع شده وتاحدکویر لوت کرمان ادامه دارد .در این نوشته تاکید روی بلوک سفلی و از آن محور «کچومثقال» است . امید است این نوشته کوتاه قبول نظر افتد.

فصل دوم : شناسایی کچومثقال

۱- جغرافیای طبیعی
روستای کچومثقال وتوابع آن (سرابه ، ونین ، گزستان ، اسکوآباد ، بابااحمد ) در دامنه کوههای زرَرین (زرّین کوه ) ومهند (ماه اند ) ودر مسیل سیل قرار گرفته اند . باریدن برف وباران در این روستا متغیر است .
بدین ترتیب که در بعضی سالها برف وباران به وفور می بارد ،بطوریکه به علت باریدن تگرگ وجاری شدن سیل اکثر زمینهای کشاورزی از بین می روند وتا چندین سال بلا استفاده می ماند . گاهی هم به علت نباریدن باران وبرف ، کمبود آب حتی برای باغات که نزدیک قناتها قراردارنداحساس میشود .
به علت وجود کوههایی مانند زرَرین ومهند آبوهوایی معتدل و کوهستانی وآبی خوشگوار و میوه های گوناگون به دست می آید . جنس زمین های آن شنی ورسی است بدین معنی که شن آن بیشتر از رس آن می باشد .
بوته هایی مانند گندوجه (گون ) ، بوته معمولی ، بوته اسفند، کشکال (که ماده ای به نام شکرتیال از آن گرفته می شود و برای سینه درد و گلو درد مورد استفاده قرار می گیرد.) ، چزّه (مانند گون ولی با تیغهای ریزتر و پر پشت تر ) ، یاج ( درختچه مانند است ) ، تنگِز – باتیغ های محکم – کوشتِر ، کاوندول و…پوشیده شده است .
علاوه بر دو کوهی که در بالا نام بردیم (مهند در جنوب وزرَرین در شرق وشمال شرقی ) ، کوه بی بی غریب نیز در شمال کچومثقال قرار دارد . کچومثقال از طرف غرب به مزرعه شمس آباد و گندم آباد محدود می شود .

۲- راههای ارتباطی
کچومثقال از طرف غرب باشهرستان اردستان ارتباط دارد .فاصله این جاده تا اردستان ۵/۱۱کیلومتر است و خاکی می باشد. این جاده ازجنوب شرق اردستان شروع و پس از گذشتن از جوی زواره (جوی آبی که از کوههای نیسیان سرچشمه گرفته و به طرف زواره در حرکت است و قسمتی از نیاز آب زواره را تامین می کند ) و هندوآباد به کچومثقال می رسد . علاوه بر این راه دیگری نیز هست که از پهلوی کماسه گذشته به راه ارتباطی اردستان – درباغ متصل می گردد.

۳- وجه تسمیه
در مورد کلمه کچومثقال دوگونه اظهار نظر است که ما در زیر به آنها اشاره می کنیم :
الف – بعضی کچومثقال را از «کِه » -keh- یا «کیِِِِِِِِِه » که به لهجه محلی به معنی “استخر” – (سَرخ ) – کوچک است و «چو» میدانند. یعنی جلوآب جوی را که ببندی «که» کوچکی درست می شود . « چو »علامت تصغیر است ومثقال یکی از واحدهای میزان آب در نواحی سفلای اردستان است.

ب – در کتاب آتشکده اردستان چنین نوشته شده :
کلمه ” کچو ” در اصل «کیه »بر وزن ” دیه ” و«چو» بروزن ” او” یعنی “خانه کوچک” بوده است ، چه«کیه» در زبان بومی (گبری) به معنی خانه و«چو» علامت تصغیر است و دراثر کثرت استعمال تبدیل به” کچو” شده است ووجه تسمیه این بوده که بنای نخست آنجا بسیار مختصر وکوچک بوده وآب هم از روی سرَجه ومثقال توزین می شده. یعنی از فرط کم آبی بطور مثقال توزین می گردیده است .

روستای کچومثقال از سه محله دمبیده (پایین ده ) ، سرده (بالای ده ) و بالبا(بالا باغ) تشکیل شده است که به ترتیب زیر قرار گرفته است :
۱- دمبیده در غرب ده قرار دارد .
۲- سرده در شرق ده قرار دارد .
۳- بالبا در جنوب ده قرار دارد.

۴- نگاهی به اماکن مسکونی

باریدن بارانهای سنیگن ووزیدن تندبادها ونبودن مصالح کافی درگذشته های دور وشغل ،تاثیر بسزایی درساختن خانه داشته است .
خانه ها ی قدیمی همه مجتمع ودر کنار زمینهای کشت است واز صحن خانه که در وسط واطاقها که در اطراف صحن قرار گرفته اند ، تشکیل شده است . تعداد اطاقها به صورت زیر است :
الف – اطاق زمستانی؛ که در وسط آن تنوری در زمین کنده شده است .
ب – اطاق دستون؛ که اجناس و کالا و وسایل زندگی در آن انباشته می شود .
ج –بالاخانه؛ در قدیم اولین اطاقی که گچ کاری می شد و به نام” اتاق سفیده”معروف بوده که در تابستان مورد استفاده قرار می گرفت .
اکثر خانه ها دارای صفه ای می باشند که محل جمع آوری خران ویا علوفه ویامحلی برای بافتن قالی میباشد .طویله زمستانی گوسفندان در زیر اطاقها قرار دارد .
سقف اطاقها از خشت خام است که به صورت ضربی ساخته اند. سقف اطاقها برآمده گنبدی مانند (گُنبِرو)می باشد . پس از اصلاحات ارضی رژیم قبلی و باعدم رشد کشاورزی ومهاجرت کارگران به شهرها وتک بعدی شدن خانواده ، خانه سازی رشد یافت تا جایی که زمین های کشاورزی را هم به این کار اختصاص داده اند .

۵- اماکن عمومی

اماکن عمومی محله سرده و بالبا هر دو یکی است .محله دم ده ( دمبیده ) نیز اماکن عمومیش جداست . محله سرده وبالبا به نام محله” نعمتی ها” و محله پایین به نام “حیدر خانه” معروف است . همیشه بین “حیدرخانه” و”نعمتی ها” خصومت و جدایی وجود داشته تا جایی که رابطه داد وستد و ازدواج آنها تحت تاثیر این مسئله بوده است . گر چه با گذشت زمان این تعصب محلی تا اندازه ای کمتر شده است ولی هنوز هم وجود دارد . اماکن عمومی اینها هستند :
الف – مسجد
ب – حسینیه
ج – حمام

الف – مسجد :
مسجد محله بالا و بالبا هر دو در محل تجمع مردم این دو محل یعنی لب جوق و پاچنار ساخته شده است . یکی از مسجدها به نام “مسجد دائین” تازه ساز است ولی” مسجد زمستانی” قدیمی است که از طریقی با زیر زمین خانه ها درارتباط است . مسجد دمبیده که یکی به نام” مسجد زیر زمین”معروف است وبیشتر برای زمستان مورد استفاده قرار می گیرد- مسجد زیرزمین محله دمبیده در زمستانها گرم ودرتابستانها سرد وخنک است ، که محلی برای خوابیدن می شود – و مسجدی دیگرکه روی مسجد زیر ساخته شده است . یاد آوری این نکته لازم است که مسجد هر محله ای برای خود کتابخانه ای دارد.

حسینیه سرده

حسینیه محله بالا (سرده)

عکس بالا حسینیه ده را نشان می دهد ، جایی که مردم در ماه رمضان و محرم در آن گرد می آیند و عزاداری می کنند .

ب – حسینیه

یکی دیگر از اماکن عمومی حسینیه است که در روزهای مذهبی که اهمیت فراوان دارند جمعیت فراوانی داخل آن گرد می آیند . هر محلی برای خود جداگانه حسینیه ای دارد . داخل هر حسینیه نخلی وجود دارد که در ماه رمضان ومحرم آن را به کمک پارچه های فراوان وبلند ودراز می بندند . این نکته جالب توجه است که عقیده قدیمیان بر این بوده است که نخل محله پایین “نر “است و نخل محله بالا “ماده”است – گرچه هردو شمایلی است از نعش امام حسین (ع) – وهیچ گاه نباید به یکدیگر نزدیک شوندچرا که نزدیک شدن آن دو باعث دعوا وخونریزی آن دو ودر نتیجه بین دو محل می شود .

نخل حسینیه سرده

نخل حسینیه سرده

عکس بالا تصویر یک نخل است که در روزهای مذهبی مهم با پارچه هایی با طول وعرض زیاد پوشیده شده سپس آن را بر دوش می گیرند ونوحه سرائی می کنند . عقیده مردم بر این است که چون در صحرای کربلا نبوده اند نخل را به جای بدن”امام حسین (ع )” بر دوش می گیرند .
نخل شکل مستطیلی را دارد که روی آن به وسیله تخته های خمیده به شکل نیم دایره درآمده وتمام قسمت های آن از چوب ساخته شده است .

ج – حمام

حمام هر دو محل خزینه ای است . ساختمان حمام ها خیلی قدیمی است . در سابق بوسیله بوته که از صحرا آورده می شد آب حمام را گرم می کردند ولی اکنون گازوئیل[ونفت سیاه] مورد استفاده قرار می گیرد . حمام هردو محل پهلو ونزدیک به هم ودر سر راه ارتباطی دو محل قرار دارد . حمام محله سرده بزرگتر از حمام محله دمبیده است .

فصل سوم – نظام زمینداری

۱- مالکیت :

درروستای کچومثقال به علت ناهموار بودن زمینها و دشتها از یک طرف و از طرف دیگربه علت کمبود آب اکثر خانواده ها قطعه زمین کوجکی ( که به صورت کرت مشخص شده ) ومقدار کمی آب دارند که برروی آن کار می کنند . بیشترین مقدارزمین از کسانی است که قبلا ارباب بوده اند یا افرادی که به علت دارا بودن پول ، زمین افراد دیگر را خریداری کرده اند.
۲- زمینهای زیر کشت در روستای کچومثقال حاصل پنج رشته قنات :

به علت سطحی بودن قناتهای این روستا وجود باران و برف و یا نبود آنها زود اثر خود راگذارده بطوریکه یک سال خشکسالی ودرسال دیگر آب فراوان می باشد و یا حتی در یک سال در ابتدا خشکسالی ودر سال دیگر به علت بارانهای بهاره در فصل تیر ماه آب فراوان می باشد . با توجه به این نکته زمینهای زیر کشت در کچومثقال متغیر است . در خشکسالی یک سرجه آب حاصل از پنج رشته قنات چهار نی زمین را آبیاری می نماید .
کل زمینهای زیر کشت بصورت ذیل است :
ذرع ۲۲٫۵ = ۱ نی
سانتیمتر ۱۰۴ = ۱ نی
متر ۲۳٫۴= ۱ نی
مقدار زمین زیر کشت حاصل از یک سرجه آب ۹۳٫۶= ۲۳٫۴ × ۴
کلیه سهام آب کچومثقال و سرابه ۱۰۰۰ سرجه است .
متر مربع ۹۳۶۰۰ = ۹٫۶×۱۰۰۰
هکتار ۱۰= زمین های زیر کشت
در کچومثقال بین آب وزمین رابطه ای وجود ندارد بدین معنا که زمینهای زراعتی بیش از آن چیزیست که قبلا تذکر دادیم و معمولا زمینهای افراد بیشتر از آبی است که دارند به همین جهت همیشه قسمت کمی از زمینها کاشته می شود . علاوه بر زمینهای زراعی ، کچومثقال دارای زمینهایی است که به صحرا کار معروف است و فقط در زمانی که آب فراوان باشد زیر کشت گندم می رود .
صحرا کارها یک قسمتش مربوط به خود کچومثقال وبقیه مربوط به هر یک از مزرعه های ده می باشد .
————————————————————————————————- ” نی” واحد اندازه گیری در کچومثقال و توابع آن می باشد و یک نی زمین عبارت است ازیک متر عرض ضربدر ۲۲٫۵ ذرع طول(ذرع ۲۲٫۵ ×۱مترعرض )
خود نی چوبی است به اندازه یک ذرع (۱۰۴سانتی متر )
————————————————————————————————-

تقسیم صحرا کار بر اساس میزان آبی است که هر فرد دارد.

۳ – کرت ومقایسه محصولات مربوطه :

به علت نا همواریهای زیادی که زمینهای کشاورزی دارند ، اندازه کرت ها متفاوت است . دشت های کچو مثقال عبارتند از :
۱ – دشت بزرگ ؛که در غرب و پایین قرار دارد.
۲-سینه گزلا در جنوب دشت بزرگ و پهلوی آن.
۳-بلند دور(بلند اب)که در جنوب سینه گزلا و در پشت تپه ها قرار دارد.
۴-دشت هوز که در کنار و شمال ده قرار دارد.
دو دشت بزرگ و هوز هموارتر از دو دشت دیگر است.اندازه کرتها در دشتها متفاوت و بصورت
ذیل است.
اندازه کرتها در دشت هموار ۴۵ متـــــــــــــر
اندازه کرتها در دشت ناهموار ۱۰تا۱۲متــــــــر

نام محصول————– میزان محصول به دست آمده در دشت هموار بر حسب کیلو—– میزان محصول به دست آمده در دشت ناهموار بر حسب کیلو

گندم—————————————————۱۲————————————————-۶

ذرت سفید ——————————————- ۱۸ ————————————————– ۷

لوبیا————————————————— ۶ —————————————————– ۳

نخوداگر خوب باشد و بوته مریض نشود ۱۸کیلو و در بعضی مواقع به نیم کیلو میرسد.

۴-اجاره بها ورابطه آن با زمین :

با توجه به اینکه زمین های زراعتی کچومثقال ناهمواری های فراوانی دارد ، اجاره بهای آن نیز متفاوت است. اجاره بهای ذکر شده ذیل در سال ۱۳۵۷ اخذ گردیده است .

فی کلیه زمین های زراعتی ۴۰۰۰=۲۳٫۴÷۹۳۶۰۰

اگر زمین خوب باشد اجاره بهای آن یک من بهاره یا پاییزه است .

کیلو اجاره بها———————————————————————۶=۱من

کیلو اجاره بها ی زمین —————————————————–۲۴۰۰۰=۶ ×۴۰۰۰

اگر زمین بد باشد اجاره بهای آن ۱/۵کیلو می باشد———————- ۶۰۰۰=۱٫۵×۴۰۰۰

کیلو اجاره بها برای زمین های ذرت سفید ——————————- ۱۲۰۰۰=۳ ×۴۰۰۰

۵ -گندم کاری :

گندم درکچومثقال۸دوره آب می خورد. آب نوبت اول بعد از کشت صورت می گیرد.اگر سالی که گندم را می کارندسال بارانی باشد ۱۰ روز بعداز عید دومین آب را به گندم می دهند . پس از نوبت دوم ۲۰ روز فاصله می افتد تا سومین آب . پس از آن هر ۱۰ روز یک نوبت آب می دهند تا۸۰ روز بعد از عیدکه آخرین آب را می دهند .
در کچومثقال آخرین آب ،” مرگ آب ” نام دارد . اگرسالی که گندم می کارند خشکسالی باشد ، یک ماه به عید دومین آب را می دهند ، پس از ۲۰ روز سومین آب وبعدا هر ۱۰ روز یک نوبت آب میدهند که مجموعا” ۱۰ دوره آب میشود.

جدول کشت در صورت ترسالی بودن ( بارانی بودن ) اگر سال بارانی باشد

نوبت های آب———————————————- موعد

اول ——————————————————- اواخر آبان

دوم —————————————————— ۱۰ روز بعد ازعید

سوم —————————————————- اوایل اردیبهشت

آخر —————————————————— ۲۰خرداد به نام “مرگ آب”

———————————————————————- ۸ دوره

جدول کشت در صورت خشکسالی بودن

نوبت های آب————————————————– موعد

اول————————————————————–اواخر آبان

دوم ————————————————————– اوایل اسفند ، یک ماه به عید

سوم ———————————————————— ۲۰اسفند

آخر ————————————————————– ۲۰خرداد

—————————————————— جمعا ۱۰دوره

انواع گندم که در کچو مثقال می کارند:

۱- سالکار ——– ۵ ماه به عید می کارند.

۲- تمش کار——- یک ماه به عید می کارند.

زمان آبیاری باغ :

باغات را ابتدا ۱۰روز بعد از عید آبیاری کرده سپس بیل می زنند . بعدا ۴۰تا ۵۰ روز بعد از عید آب می دهند و بعد از آن هر به۱۰ روز یک نوبت آب می دهند تا اوایل پاییز .

۶- شیوه بهره برداری از زمین :

به دو صورت انجام می گیرد :
۱- بصورت خانوادگی
۲- بصورت سهم بری

شیوه سهم بری بیشتر در مورد مالکینی صورت می گیرد که بصورت دائمی یا فصلی به شهر رفته اند که در هر دو صورت افرادی زمین آنها را کشت می کنند و پس از برداشت محصولات قسمتی از آن را به صاحب زمین می دهند ودر بعضی مواقع چیزی نمی دهند و اگر بخواهند بدین صورت سهم می دهند که هر نی زمین را سالی ۶ کیلو گندم و ذرت سفید را ۲ کیلو و درصورتیکه زمین باشد ۱۰۰ دِرَم به صاحب زمین داده می شود .
در این شیوه سهم بری تنها زمین و آب ازآن مالک است . بقیه کارها از کشت تا برداشت به عهده کشاورز است .
صورت دیگری هم از بهره برداری وجود دارد بدین ترتیب که : خانواده هائی که پدرشان به شهر رفته اند بقیه افراد خانواده زمین را کشت می کنند ( برای کشت کارگر می گیرند ) وافراد نیم طاقدار یا افراد دیگری را انتخاب می کنند که زمین آنها را آب دهد بعد به ازای هر دفعه آبیاری مقداری پول دریافت می کند .
بهره برداری خانوادگی بیشتر در مورد افرادی صدق می کند که همیشه در ده زندگی می کنند . در این شیوه نیروی خانواده در کشت و مخصوصا” در برداشت محصول سهم مهمی دارد وافراد خانواده در دروغلات کمک می کنند و آنچه از محصول کسر می گردد فقط سهم خرمن کوبی است .

۷- خرید و فروش زمین :

با توجه به اینکه زمینهایی که در کچومثقال زیر کشت می روند در مکانهای گوناگون قرار گرفته و نسبت به قنوات دور یا نزدیک می باشند و یا همین طور در بلندی و پستی قرارگرفته اند و باغات نیز وضعی مانند وضع زمینهای کشاورزی دارند، قیمتهای آنها متفاوت است .

موارد زیر این مسئله را نشان می دهد :

محل—————— نی ————–سال————— قیمت به توما ن

دشت بزرگ————۱———— ۱۳۳۰ —————-۳۰

دشت بزرگ ———–۱ ———— ۱۳۵۶ ————— ۵۰۰

دشت بزرگ———–۱ ———— ۱۳۵۸ ————— ۱۰۰۰

سینه گزلا————-۱ ———— ۱۳۳۰ —————– ۱۵

سینه گزلا ———–۱ ———— ۱۳۵۶ ————— ۲۵۰

سینه گزلا ———- ۱ ————- ۱۳۵۸————— ۵۰۰

قیمت زمین های بلند دور (بلند آب ) درست ۱/۳قیمت زمین های دشت بزرگ است .

محل ——————– نی ————- سال ———————– قیمت ( تومان )

لای بکری —————-۱ ————- ۱۳۳۰ ————————- ۵۰

لای بکری —————-۱ ————– ۱۳۵۶ ————————- ۱۰۰

لای بکری—————–۱ ————- ۱۳۵۸ ———————— ۶۰۰۰ ( برای خانه سازی )

قیمت باغات

باغ باچه —————-۱ ————-۱۳۱۷—————————۵۰

باغ باچه —————-۱ ————-۱۳۵۶ ————————–۲۰۰۰

باغ باچه —————-۱ ————-۱۳۵۸ ————————–۶۰۰۰

قیمت باغ زیر استخر که از قنات لب جوق سیراب می شود (بدون آب ) دو سال پیش ۸۰۰۰ تومان بوده است .
قیمت باغ” وجوره “مانند قیمت های باغ باچه است .

قیمت یک سهم آب——————-۱۳۳۰————————-۲۰ تومان

قیمت یک سهم آب——————-۱۳۵۵————————۲۰۰۰ تومان

قیمت یک سهم آب——————-۱۳۵۷ ———————-۲۰۰۰ تومان

قیمت یک سهم آب——————-۱۳۵۸ ———————-۱۰۰۰۰ تومان

یک سهم آب یعنی یک سهم آب از پنج رشته قنات .

۸- شیوه مبادلات :

درکچومثقال وتوابع آن بازار محلی وجود ندارد وآنچه مبادله می شود بین سوداگران (افرادی که مغازه دار هستند ) وخانواده ها انجام می گیرد . در زمانهای پیش که مغازه ها به پررونقی زمان حال وجود نداشت مبادله پایاپای صورت می گرفت که این مبادله بیشتر با افرادی صورت می گرفت که از شهر های نزدیک یا روستاهای دیگر وسایل مورد نیاز مردم را به ده می آوردند . بعد از مبادله پایاپای ، مبادله به این صورت بود که مغازه داران محلی مایحتاج آنها را می آوردند وخریدار پس از خرید هر وقت که پول داشت می توانست بدهی خود را بپردازد .

نوع دیگری از مبادله نیزوجود داشته که هنوز هم وجود دارد بدین صورت که : صاحبان دستگاههای قالی بافی مایحتاج افرادی را که برایشان قالی می بافندرا تهیه می کنند .
رشد مغازه داران و پولدار شدن مردم که ناشی از زندگی مصرفی و کار کردن در بیرون از ده بود ، مبادله را از این حالت در آورده و بصورت مبادله پول با کالا در آورده است .
تعداد مغازه داران نسبت به جمعیت زیاد و بطور کلی مایحتاج مردم را از شهر می آورند.
محصولات گندم در بعضی از سالها کفاف مایحتاج مردم را می دهد ودر بعضی از سالها باید ازبیرون خریداری کنند .تنها محصولی که به خارج از ده صادر می شود ” انار” است که معمولا” خریداران بیرون ودرون ده آنرا خریداری کرده وبه نام انار عقدا در بازار اصفهان وتهران می فروشند . علاوه بر انار قالی نیز صادر می شود.

۹ – تقویم زراعی:

الف-گندم یکی از محصولات مهمی است که در روستای کچومثقال کاشته می شود. کاشت آن اواخر آبان شروع می شود و برداشت آن از بیستم خردادماه به بعد می باشد .
جدول زیر نیروی کار را برای ده نی زمین نشان می دهد:

عنوان—————-ساعت برای ۱۰نی زمین——————–ملاحظات

کندن—————————-۱۰

بذر——————————۲

آب——————————۸

علف کشی(وجین)—————۲۶———————۱۳دوره ،هردوره ۲ساعت

چیدن—————————۵

بردن—————————۵

خرد کردن———————-۵

مجموعا———————–۶۱

یک کارگر= یک روز = هر ۱۰ساعت
کارگر ۶= ۱۰÷۶۱

مزد یک کارگر در کچومثقال ۵۰تومان با خرج است،که خرج شامل صبحانه وناهار می شود یا۶۰ تومان بدون خرج است .

تومان ۳۶۰= ۶۰ تومان×۶کارگر= خرج برای کاشت ۱۰نی زمین
۱۰نی زمین در کچومثقال اگر گندمش خوب باشد ۱۵ من یا ۹۰ کیلو گندم می دهد.
ریال ۲۰= هر کیلو گندم
تومان ۱۸۰یا۱۸۰۰ریال=۲۰ریال×۹۰کیلوگندم
-۳۶۰ نیروی لازم از کشت تا برداشت
۱۸۰ درآمد محصول گندم
—————————
۱۸۰
در این کشت وبرداشت می بینیم که برداشت کشاورز ۱۸۰ تومان کمتر از کشت آن می باشد .

ب – شلغم

شلغم را دهم شهریور شروع به کاشتن می کنند . بعد آب اول را می دهند .سپس اول ۲۰ روز آب می دهند . بعدا علف کشی شروع شده و کود هم در ضمن می دهند تا ۲۰ روز دوم .در بیست روز دوم ، آب داده علف کَشی ( وجین ) می کنند. پس از آن هر به ۱۰روز و۵ روز آب می دهند ، که در مجموع ۱۴ دوره آب داده می شود و تا اول زمستان طول می کشد. ولی این را باید دانست ، برای شیرین شدن شلغم در اواخر پائیز به زبان محلی” آب یخ”می دهند .این نکته را نیز باید به یاد داشت که شلغم پس از ۴ روز سبز می شود.
ویرایش ۵سطر بالا: ( کاشت شلغم ، از دهم شهریور ماه شروع می شود . پس از کاشت ، آبیاری شده ، ۴روز بعد جوانه می زند و سبز می گردد. از آبیاری اول تا آبیاری بعدی۲۰ روز فاصله می افتد که در این مدت زمین را وجین کرده و کود می دهند.پس از آبیاری دوم نیز وجین تکرار می شود و پس از آن هر ۱۰روز و ۵ روز متناوبا زمین آبیاری شده و مجموعا ۱۴دوره تا اول زمستان آبیاری تکرار می گردد.در اواخر پائیز برای شیرین شدن شلغم به آن اصطلاحا ” آب یخ” می دهند.)
جدول صفحه بعد نیروی کار را برای ۱۰نی زمین نشان می دهد :

عنوان———–ساعت برا ی۱۰نی زمین ——ملاحظــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــات

کندن———————-۱۰

هموار کردن————–۲————————-هموار کردن برای این است که تخم شلغم باید خوب در زیر خاک دفن شودیا به اصطلاح معمولی ، خاک آن را پس دهد.

آب ———————-۱۴——————–هر دوره یک ساعت

وجین ——————-۶۰——————-وجین در ۴۰روز اول جمعا ۶روز

کندن ——————-۱۰

چال کردن ————-۱۰—————برای چال کردن ، باید شلغم را سرو ته بکنند یعنی اینکه ته یا کونه شلغم یا ریشه های شلغم را بریده ، تا هنگامی که زیر خاک می کنند آب جذب نکرده ، بدمزه نشود.

مجموعا ————–۱۰۶

در ۱۰نی زمین ۱۰۰من شلغم به دست می آید وباتوجه به این که قیمت شلغم ۵ریال است می توان نوشت که:
۱۱= ۱۰نی ÷ ۱۰۶ساعت
تومان۶۶۰= ریال۶۶۰۰=۶۰۰×۱۱= نیروی لازم از کشت تا برداشت
تومان۳۰۰= ریال۳۰۰۰=۵×۶۰۰= نتیجه برداشت
۳۶۰=۳۰۰-۶۶۰
در این قسمت نیز متوجه می شویم که برداشت ۳۶۰ تومان کمتر از کشت تابرداشت است.

ج – ذرت

ذرت را صدم عید (صد روز بعد از عید) می کارند . پس از ۶یا ۷ روز سبز می شود . پس از ده روز بوته های کوچک را کنده وبزرگها را می گذارند تا در زمین باشد وبه اصطلاح معمول ،”پاهم” در میکنند . بعد از بیست روز کود وآب می دهند ودو باره پا هم در می کنند.سپس با بیل پای بوته ها را “تتش” می کنند ،یعنی پای بوته ها را خاکریزی می نمایند تا از صدمات باد محفوظ باشد .پس از بیست روز دوم دوباره کود وآب می دهند و “ور” پایش می گذارند ، یعنی خاک زیاد می ریزند که بوته ها محفوظ بماند . سپس ۱۰روز به ۱۰روز، تا ۲۰مهرماه آب می دهند و البته بعد از ۵۰روز ، همه روزه باید کرم گیری شود .

عنوان————–ساعت برای ۱۰نی زمین————–ملاحظات

کندن—————————۲—————————–با سر بیل چاله کوچکی به نام “طاقچه” در می آورند .

بذر—————————–۲

آب—————————-۲۰ —————————-۱۰دوره،هر دوره ۲ساعت

تتش—————————–۵

ور—————————–۱۰

کرم گیری——————-۱۶۰—————————هشتاد روز ، هر روز ۲ساعت

چیدن————————-۱۵

خرد کردن——————–۱——————————قدیم ۵ساعت

مجموعا——————–۲۱۵

۱۰نی زمین ۶۰کیلو ذرت می دهد.
ریال ۵۰= ۱کیلو ذرت سفید
ریال ۳۰۰۰= ۵۰ ریال × ۶۰ کیلو گرم
ریال۱۲۹۰۰=۶۰ کیلوگرم ذرت×۲۱۵ساعت
ریال۹۹۰۰=۳۰۰۰-۱۲۹۰۰
عبارت نشان می دهد که کشاورز ضرر می کند .

کشت انار

عنوان————– ساعت لازم برای ۱۰نی———– ملاحظات

کندن————————۵
پاجش (هرس)————–۲———————– سالی یک مرتبه
کود————————-۵
آب————————-۲۶———————–۱۳دوره ، هر دوره ۲ساعت
چیدن————————۵

مجموعا———————۴۳

۱۰ نی زمین ۴۰ من یا ۲۴۰ کیلو انار می دهد.
تومان ۲۷۰۰= ۶۰×۵٫۴= نیروی لازم از کشت تا برداشت
تومان ۷۲۰۰= ۳۰×۲۴۰= برداشت
تومان ۴۵۰۰=۲۷۰۰-۷۲۰۰

تنها در فروش انار است که کشاورز عایدی دارد . بدین جهت کشاورزان معمولا باغ را با دیگر زمینها اجاره می گیرند . در مورد این پرسش که :” چرا با اینکه نیروی کار زیادی لارم است تا محصولی بدست آید، ولی نتیجه آن چندان زیاد نیست و حتی جوابگوی نیروی کشت تا برداشت نیست، پس چرا زمین ها را می کارید؟” ،کشاورزان علت کشت را در دو چیز خلاصه کردند:
۱ – بی کاری : اگر کار بهتری پیدا شود ، کشاورزی را رها می کنند ،یا افرادی که دیگر فرصت انجام هیچ کاری را ندارند، کشاورزی می کنند.
۲ – برای جلوگیری از بین رفتن زمین ، یعنی تبدیل نشدن زمین مزروعی به زمینی که قابل کشت نباشد .

فصل چهارم : آبیاری در کچومثقال

۱ – منابع آبدهی
منابع آب برای تامین نیاز کشاورزان و سایر نیازهای آنها در کچومثقال و تابع آن یعنی” سرابه ” ، بوسیله پنج رشته قنات ، تامین می گردد.
این قناتها عبارتند از :
الف – لب جوق ( لب جوی )
ب – بایسون ( بای سیان ) ( باستان )
ج – باچه
د – نوه
ه – ورازونچه
از این پنج رشته قنات ، دو رشته اولی : یعنی” لب جوق” و ” بایسون” در خود کچومثقال قرار دارند وسه رشته دیگر در سرابه.
(سرابه در مشرق وبالای کچومثقال قرار دارد و بدین جهت آب سه رشته قنات : “باچه” ، “نوه” و “ورازونچه” را”آب بالا” گویند ، یا” آب بالای” )

الف – لب جوق (لب جوی ) : مظهر آن در وسط محل به نام “پاچنار”آشکار می گردد.جاههای قنات “لب جوق” ، پس از عبور از از منازل مسکونی ، به طرف شمال شرقی ده امتداد یافته ، در وسط رودخانه خشک دو” شقه” یا” شاخه” یا
“ارج” می شود.یکی به طرف” مزرعه سید” که در جنوب ده است و دیگری از کوچه” توتین” به طرف شرق و بالای کچومثقال حرکت کرده ودر محل سرابه از “سینه مصلا”۱عبور می کند.
(سینه مصلا ، زمینی است صاف ومسطح که در محل سرابه وبالا وشرق کچومثقال قرار دارد و مردم نماز عید فطر را در آن زمین برگزار می کنند.)
میزان آبدهی آن در خشکسالی ۱۰۰درم یا ۸/۱جوی بوده ودرتر سالی یا آب سالی ۲ جوی می باشد.
ب – قنات بایسون(باغستان) : به گفته “حاج اسدالله” که یکی از نیم طاقداران معروف است ، قنات “بایسون” یکی از قدیمی ترین و در عین حال گودترین قنات محل است . مظهر آن وسط باغات ودر کوچه” بایسون” قرار دارد. چاههای آن از محله بالبا ( بالای باغ ) عبور کرده و در کوچه “بادامین” دارای دو” ارج”۲ یا “شقه” یا “شاخه” می شود. یکی از آنها به طرف شمال ده عبورکرده و آخرین چاه آن در باغ “محمد حسن آمحمد “است. شاخه دیگرکه وسط رودخانه”کناروازه” (کناردروازه) است ، باز هم دو قسمت می شود : یک قسمت آن مستقیم می رود تا نزدیک باغ”رضا حبیب” و شاخه دیگر که از سمت جنوب عبور می نماید،از بغله تل تا رودخانه “بعونه” (بلند) ، روبروی خانه “سیدعباس قمی”ختم می گردد.
میزان آبدهی آن در خشکسالی ۳سیر ودر آبسالی ۸۰سیر یا ۱ جوی آب می باشد.
۹سرجه یا ۱۲ سرجه از آب این قنات برابر با مجموع آب چهار رشته قنات دیگربه نام “گرداب”۳ است.

————————————————————————————————————
۱ – سینه مصلا ، زمینی است صاف ومسطح که در محل سرابه وبالا وشرق کچومثقال قرار دارد و مردم نماز عید فطر را در آن زمین برگزار می کنند.
۲ – ارج : روستائیان هنگامی که می خواهند بگویند “دو قسمت”، می کویند: “دو ارج”
۳ – مجموع آب چند رشته فنات را “گرداب” می گویند. اگر آب سه رشته قنات ( باچه، نوه ، ورازونچه ) جمع شود می گویند: “گرداب بالایی” و اگر از دو رشته قنات ( لب جوق ، بایسون ) باشد “گرداب پایینی ” گویند.
————————————————————————————————————-

ج – قنات باچه : بهترین و پرآب ترین قنات در روستای کچومثقال است .مظهر آن در وسط “سرابه” قرار دارد. چاههای آن پس از عبور از قبرستان سرابه که در بالا وشرق سرابه قرار دارد ، در وسط رودخانه “خشک” سه” ارج” یا سه”قسمت” می شود:
۱- قسمت اول ، در ملک های معروف به “ظلم آباد” ونین که در وسط میدان “کاه ونین” است ، ختم می شود.
(ونین از توابع کچومثقال و در بالا وشرق سرابه قرار دارد.)
۲- قسمت دوم ، از زیر ملک معروف به “رشید آباد” از وسط باغهای مزرعه ونین عبور کرده و نزدیک استخر ونین ختم می شود.
۳- قسمت سوم ، از رودخانه به سمت شمال ونین عبور کرده تا به ملک های ورثه حاج سید ابوالقاسم می رسد ودرآنجا دو تقسیم می شود :
یک تقسیم ، مستقیم در باغ معروف به “دائین” که روبه روی آسیاب ونین (در شرق ونین) و استخر ونین و در وسط رودخانه ای که حد فاصل ونین – گزستان است ، ختم می شودو یک تقسیم دیگر پس از عبور از” چاه انجیلینه ” در وسط رودخانه ختم می شود.
میزان آبدهی در خشکسالی ۸۰سیر یا یک جوی آب ودر ترسالی ۳۲۰تا ۴۰۰سیر یعنی ۴تا۵ جوی آب می باشد.

د – قنات نوه : مظهر آن بالاتر از قبرستان سرابه می باشد. چاههای آن در وسط رودخانه ای که حد فاصل ونین – سرابه قرار دارد ، دو تقسیم می شود :
یک تقسیم آن از جنوب ونین به “مزرعه میرزا مصطفی” ختم می گردد.
تقسیم دیگر ، از وسط رودخانه “زررین” (زرین کوه) عبور کرده ودر مظهر قنات ورازونچه ختم می گردد که آب قنات ورازونچه در این شاخه یا قسمت می ریزد.
میزان آبدهی در خشکسالی ، صفر سیر و در ترسالی ۵ سیر می باشد.

ه – قنات ورازونچه :
در شرق وبالای سرابه ودر جنوب ونین وگزستان واقع است.مظهر آن، قبلا در” قنات نوه” توضیح داده شد .امتداد چاههای آن پس از رسیدن به چاه معروف به “بلندی” دو قسمت می شود :
قسمت اول ، در رودخانه سمت جنوب ، به “مزرعه گنجی” می رود و زیرملک های مزرعه نامبرده ختم می گردد.
قسمت دوم می رود تا به “چاه آهنگرها” می رسد ودر آنجا باز دو تقسیم می شود : یک تقسیم از رودخانه “حنا” که در جنوب گزستان می باشد ، عبور می کند. قسمت دیگر مستقیما در رودخانه زررین (زرین کوه) رسیده ودر آنجا ختم می گردد.
میزان آبدهی در خشکسالی ۴۰سیر و در ترسالی ۸۰۰سیر یا ۱۰ جوی آب می باشد.
در روستای کچومثقال سه استخر وجود دارد :

در روستای کچومثقال سه استخر وجود دارد :

یکی از آنها به نام “سرخ باچه” است که در بالا وشرق کچومثقال و پایین و غرب سرابه بین باغات قرار دارد و محلی است برای به هم رسیدن آب سه رشته قنات : باچه ، نوه و ورازونچه .

استخر دیگر، “سرخ لب جوق” است ، که در وسط محل کچومثقال و روبه روی حمام دو محل و پایین تر از قنات لب جوق قرار دارد ومحل جمع آوری آب قنات لب جوق و یا جمع چهار رشته قنات : لب جوق ، باچه ، نوه و ورازونچه می باشد .

و بالاخره ، استخر (سرخ) بایسون ، که محلی است برای جمع آوری آب قنات بایسون ودر بعضی مواقع محل گردآوری آب پنج رشته قنات .

جهت تمامی این قناتها از شرق به غرب است بدین معنا که سه رشته قناتی که در سرابه هم هستند جهت آنها از شرق به غرب می باشد. این نکته را باید یادآوری کرد که توابع کچومثقال در شرق آن قرار دارند.

در مورد علت این شاخه ، شاخه شدن حلقه چاهها یکی از این دهقانان اینگونه جواب داد که چون کچومثقال کوهستانی است

وکم آب ، هر جا که نمی آب (کمی آب) مشاهده می شد، آن طرف نیز چند حلقه چاه زده می شد.

جدول ارتباط واحد “جوی” با واحد “سیر”

جوی آب سیر
۱ ۸۰
۲/۱ ۴۰
۴/۱ ۲۰
۸/۱ ۱۰
۱۶/۱ ۵
۳۲/۱ ۲٫۵

تکته : در زمان رضا شاه ، دولت خواست آب یکی از قناتهای سرابه را برای ایسنگاه راه آهن به زواره ببرد ، چرا که آب خوبی داشت . کانالهایی هم درست کردند که هنوز باقی است ، اما مخالفتهای مردم سبب شد که دولت رضاشاه از این کار منصرف شود و برای راه آهن چاه بزنند.

جدول شماره ۱ مشخصات منابع آبدهی کچومثقال :

نام قنات عمق مادر چاه تعداد حلقه چاه سمت طول قنات مدار گردش
لب جوق ۱۶ ۳۸ شرق به غرب ۲ کیلومتر ۱۰
بایسون ۲۰ ۳۰ شرق به غرب ۱٫۵ کیلومتر ۱۰
باچه ۱۸ ۴۰ شرق به غرب ۱٫۵ کیلومتر ۱۰
نوه ۱۶ ۳۲ شرق به غرب ۱٫۵ کیلومتر ۱۰
ورازونچه ۳۰ ۵۷ شرق به غرب ۱٫۵ کیلومتر ۱۰

توجه : فاصله بین دو حلقه چاه بستگی به نوع زمین دارد .

۲ – حفرو لایروبی قنات :

به علت آنکه اکثر چاههای ۵ رشته قنات روستای کچومثقال دربین تپه ها ویادر مسیر حرکت سیل ودر زمین های زراعتی قرار دارد وجود برف وباران مخصوصا وقتیکه به صورت سیل ظاهر می گردد صدمات چشمگیری به چاههای قنات وارد می کند . لایروبی قنات از اهمیت بسزایی برخوردار است .

نیروی انسانی مورد نیاز برای کندن ولایروبی قنات :

۱-      استاد کار : کارش فقط اینست که کار کند و لایروبی به عهده اوست ودر ضمن دلو را نیز پر می کند .

۲-      گل کش یا لزکش : دلو پر شده را در مجرای قنات به پای میله چاه آورده وبه قلاب می اندازد وبا اصطلاح ( الله ) چرخ کش را خبر می کند .

۳-      چرخ کش که بیرون چاه ایستاده باگرداندن چرخ دلو رابالا می کشد ودلو خالی را پایین می فرستد .

۴-      دلوگیر که کمک چرخ کش است ولی در صورتی از آن استفاده می شود که بودجه زیاد باشد

جدول مزد وشغل:

شغل استادکار گل کش چرخ کش دلوگیر
مزد ۱۲۰ ۶۰ ۶۰ ۶۰

ابزار کار :

۱-      چرخ

۲-      دلو

۳-      طناب

۴-      کلنگ

۵-      بیلچه

۶-      چراغ کاربیت

مخارج لایروبی قنات از مردم گرفته می شود . بدین ترتیب که هر کس به ازای تعداد سهام خود با توجه به مخارج باید بپردازد مثلا اگر ۱۰۰۰۰ تومان خرج قنات شود از آنجاییکه تعداد سهام ۱۰۰۰  سهم است ( هر سرجه یک سهم است)

از هر سهمی ۱۰تومان می گیرند .

مخارج قنوات بوسیله نیم طاقدارها از سهامداران گرفته می شود . نیم طاقدارها پول را پیش یکی از افراد محل که دارای معروفیت ، نفوذ ومنزلت اجتماعی است جع آوری می کنند بعدا او با استادکار قرارداد می نویسد . سند زیر این مطلب را تایید می کند :

۳ – تقسیمات آب :

کمبود آب برای زمین های زراعتی باعث شده است که برای تقسیم آن از روشهایی استفاده شود که آب مورد نیاز مردم بطور عادلانه در میان آنان پخش شود.چرا که مقدار آبی که با زحمت فراوان بدست می آورند باید به طریقه ای مورد استفاده قرار گیرد که اولااستفاده کاملی از آن شده ودر ثانی اختلافی بین زارعان بروز نکند. بنابراین با توجه به اینکه معیاری جز “روز” برای تشخیص زمان نداشته اند بدینوسیله آب را تقسیم بندی می کرده اند.

سازمان آبیاری :

تقسیم آب در جا و مکان مشخصی صورت نمی گیرد بلکه هرجاکه برای زارعین راحت تر باشد آب را تقسیم می کنند گاهی  درمسجد ، بعضی مواقع در میان دشت و ….

در روستای کچومثقال سازمان آبیاری آنطور که در بعضی مناطق است وجود ندارد بلکه گروههائی در امر تقسیم آب و لایروبی قنات با یکدیگر همکاری دارند که در ذیل به آنها اشاره می کنیم :

الف- نیم طاقدار: وظیفه تقسیم آب را بین سهم بران بعهده دارد. وظیفه حفاظت از آب هم بعهده خود نیم طاقدارو سهم بران است. نیم طاقدارآب را باید در جاهای مخصوص ومعینی به سهم بران یا نیم طاقدار دیگر تحویل دهد . به عنوان نمونه برای آبیاری دشت بزرگ و بلند دور و سینه گزلا معمولا آب را در چاله تحویل میدهند.

——————————————————————————————————

در چاله محلی است در ابتدای دشت بزرگ و سینه گزلا و بلند دور که دو جوی از آن محل منشعب می شود : یکی به طرف بلند دور و دیگری به طرف دشت بزگ و سینه گزلا.

——————————————————————————————————-

برا ی آبیاری باغات نیم طاقدار موظف است که آب سه رشته قنات باچه،نوه،ورازونچه که به آب بالا  معروف است را  پایین آورده پس از رسیدن به آب قنات لب جوق تحویل دهد. وظیفه دیگر نیم طاقدار جمع آوری سهم یک سهامدار پیش خود یا دادن آب یک سهامدار پیش نیم طاقدار دیگر است .

جمع آوری پول از سهم بران برای لایروبی قنات به عهده نیم طاقدار است .مسلما کسی شغل نیم طاقداری را قبول می کند که اولا: همیشه در ده بماند، ثانیا: مقدار آب هر یک از سهم بران و مقدار زمین و نوبت هر یک را به خوبی بداند.

ب – دشتبان :

در گذشته ای نه چندان دورکه کشاورزی رونقی داشت ، دشتبانی نیزوظیفه ای سنگین وپر مسئولیت بود ودر طول سال همیشه از مزارع حفاظت می کرد ولی اکنون نیز دشتبان تنها در تابستان(در صورتی که آب باشد) حفاظت از مزارع ذ رت سفید را به عهده دارد.

ج – مقنی :

که وظیفه لایروبی قنات را به عهده دارد،انتخابی نیست،بلکه مقنی همیشه قرارداد لایروبی را با یکی از افراد محل که مورد قبول نیم طاقداران بوده ودارای منزلت اجتماعی نیز می باشد می بندد.نیم طاقدارها سهم هر یک از سهام داران را نزد آن فرد جمع آوری می کنند ، این نکته را باید متذکر شد که دشتبان ومقنی هیچ وظیفه ای در تقسیم آب ندارند ،بلکه تنها نیم طاقدار وسهم بران در تقسیم آب موظف می باشند .

د – میر آب :

در گذشته یعنی ۱۰سال پیش کچومثقال دارای میراب بوده که حقوق ماهیانه آن ماهی ۲۰۰تومان بوده است ولی اکنون روستای کچومثقال میراب ندارد ووظیفه آن را سهم بران انجام می دهند.

سنجش زمان

الف – مدار گردش آب:

مدار گردش آب برای تمام منابع آب کچومثقال شبانه روز بوده ویک دوره گردش آب ۱۰شبانه روز طول می کشد ، بنا بر این زارعان باید پس از هر ده روزمجددا زمینهای خود را آبیاری کنند. هر شبانه روز خود از واحد کوچکتر به نام نیمروز تشکیل می شود . هر نیمروز به عهده یک نفر است که به نام “نیم طاقدار”معروف است .هر نیمروز که نیم طاق باشد به اسم یک فرد است . مانند: نیم طاق حاج مندلی ( حاج محمدعلی )

ب – چگونگی تقسیم بندی سرجه به دانگ :

پس از پرس وجوی زیادی که از زارعان به عمل آمد ، در مورد این مطلب که چگونه وبراساس چه معیاری یک سرجه را به ۶ دانگ تقسیم کرده اید یا چرا سرجه شما این اندازه است ، اکثرا اظهار بی اطلاعی کردند ولی بالاخره به این مطلب پی بردم.

یکی از کشاورزان مطلب را اینگونه توضیح دادکه در زمانهای پیش ، پس از آن که ظرف سرجه آماده می شد – یعنی ظرفی که در ته آن سوراخی بود – ظرف را روی آب می گذاردند – البته درروی آب ظرف سفالی یا دیگ – و پس از خواندن دوازده سوره “قل هوالله احد” یک دانگ را نشانه می کردند . بدین شکل:

بسم الله الرحمن الرحیم ، قل هوالله احد ، الله الصمد ، لم یلد ولم یولد ولم یکن له کفوا احد .

پس از دوازده مرتبه خواندن این سوره ، یک دانگ را نشانه می کردند بدین معنی که مدت زمان یک دانگ برابر است با زمانی که دوازده مرتبه سوره “قل هوالله احد” را بخوانیم.

البته هر کسی را قبول نمی کردند که سوره را بخواند. بلکه افرادی انتخاب می شدند که بدون غلط وبا قرائت بتواند نماز رابخواند.

۱۲مرتبه خواندن سوره قل هوالله احد( برابر با زمان یک دانگ است)————————-۱دانگ

مجموع ظرفیت یک سرجه —————————————————————–۶دانگ

سوره قل هوالله احد در مدت زمان یک سرجه——————————————–۷۲=۱۲×۶

مدت زمان یک سرجه——————————————————————-۱۴٫۴دقیقه

مدت زمان یک دانگ—————————————————————-۲٫۴=۶÷۱۴٫۴

دقیقه ۰٫۲=قل هوالله احد۱۲÷۲٫۴

۶۰                                ۱

ثانیه (مدت زمان خواندن یک سوره) ۱۲=(۱×۱۰)÷(۲×۶۰) = x                         ۰٫۲

ج – رابطه طاق و ساعت واجزای آن :

در کچومثقال هر شبانه روز را به دو طاق وهر طاق را به سهام کوچکتر تقسیم می کنند.

طاق  ۲ =ساعت ۲۴ =شبانه روز ۱

سهم  ۵۰= هرطاق

سهم  ۲۵= نیم طاق

تعداد سهام در شبانه روز   ۱۰۰ = ۵۰×۲

دقیقه  ۱۴٫۴ =(سهم۵۰) ÷ (دقیقه۶۰×ساعت۱۲) = هرسهم

با در نظر گرفتن مدار گردش آب که ۱۰شبانه روز است تمام آب واحد آبدهی کچومثقال عبارت است از:

کل سهام موجود در ۱۰شبانه روز ۱۰۰۰= سهم۱۰۰×شبانه روز ۱۰

در دروستای کچومثقال ۴۰نیم طاقدار وجود دارد که آب را بین سهام بران خود که به “رودر” یا “لودر” یا “پاچوب” نام دارد ، تقسیم می کنند.

در این روستا یکی از مهمترین مشکلات آبیاری خرد بودن سهام آب است که در بعضی به ۱٫۵دانگ نیز میرسد . افرادی که در این روستا آب دارند یک سرجه آب آنها از مجموع آب این پنج رشته قنات است ، بدین معنی که سهامدار، این یک سرجه آب خود را میتواند به تنهایی از هر یک از قنوات و در هر کجا که در مسیر قنات باشد ، بگیرد و چون همیشه آب پنج رشته قنات در یک جا گرد نمی آیند  از آبهای دو قنات “لب جوق”و “بایسون” به نام آب پایینی و یا از سه رشته قنات “باچه، نوه و ورازونچه” بنام آب بالایی، می توانند با جابجایی بگیرند. گرچه همیشه در اول فروردین ماه ، نیم طاقدارها این قرارداد را بین خود می بندند که مثلا ۱٫۵ گرداب آب بالایی (یعنی ۱٫۵ سرجه آب از مجموع سه رشته قنات باچه، نوه و ورازونچه) برابر است با ۶ سرجه آب لب جوق یا بایسون.بدین معنی که اگر یکنفر ۱٫۵ سرجه آب از قنات بالایی خریداری کرده ولی در آن قسمت که در مسیر آب سه رشته قنات است، زمینی ندارد ومثلا زمین سهام دار، در زیر قنات بایسون واقع است ، چون مجموع آب سه رشته قنات بالایی بزرگتر ازآب قنات بایسون است بجای ۱٫۵ سرجه ۶ سرجه آب بایسون را می گیرد .

در این روستا بعلت آنکه مقدار آبی که افراد دارند ممکن است پیش چند نیم طاقدار باشد کار را خیلی مشکل کرده بدین ترتیب که مثلا در بعضی مواقع فردی که ۲ سرجه آب دارد این دو سرجه خرد شده ، پیش یک نیم طاقدار، یک دانگ و پیش دیگری چهار دانگ و پیش دیگری ۰٫۵ دانگ و …آب خواهد داشت .

این خرد بودن آب علاوه بر آنکه تقسیم آب را بین سهامداران مشکل کرده و همه را نسبت به هم بدبین نموده است- تاجایی که همه مردم نیم طاقداران را دزد می دانند – بر روی زمین نیز اثر گذاشته و زمینهای کشاورزی را هم خرد کرده و هر کسی در هر قسمت دشت چند نی زمین یا چند کرت دارد . این خرد بودن آب و زمین را میتوان در دو علت زیر جستجو کرد :

۱- تقسیم ارث                ۲-خرید و فروش زمین

جداول صفحات بعد خرده مالکی بودن آب را در این روستا تایید میکند :

جدول شماره ۱- نیم طاق دخیل محمد حسن تقی

سهام دار مقدار سهام
حسین صادق ۲سرجه و ۴ دانگ
حاج عزت ۲ سرجه و۲ دانگ
محمد علی اکبر ۱ سرجه
اسماعیل کرم ۲٫۵ سرجه
ورثه حاج ملا ۲سرجه
غلامرضا علی طالب ۱ سرجه و ۱ دانگ
سید حسین اونجی ۲ دانگ
عباس علی تقی ۲ سرجه
عباسعلی حسن صادق ۱٫۵ سرجه
حسن حسین رجب ۱ سرجه
ورثه غلام رجب ۱ سرجه ۲ دانگ
دخیل غلامحسین ۰٫۵سرجه
محمد حسن علی اکبر ۱ سرجه
محمد رضا علی تقی ۳ سرجه
دخیل ۴٫۵سرجه
مجموعا (۲۵) سرجه

جدول شماره۲-  نیم طاق صفر باقر

سهام دار مقدار سهام
حسین صفرباقر ۴سرجه
محمد صفرباقر ۴ سرجه
ماشاءالله صفر باقر ۴ سرجه
فاطمه صفر باقر ۳ سرجه
حاج رضا مزرا ۱سرجه
حاج سید مصطفی ۱٫۵ سرجه
میرزا سلیمان ۲٫۵سرجه
حسن پولاد ۱ سرجه
حاج غلامرضا ۱سرجه
جواد ۱ سرجه
سید حسین بابا احمدی ۱٫۵ سرجه
دخیل ۰٫۵ سرجه
مجموعا (۲۵) سرجه

جدول شماره ۳- مجموعه ۲ نیم طاق (طاق) دخیل حسن حسین باقر

سهام دار مقدار سهام
حسن حسین باقر ۴ سرجه
سید عباس ۳٫۵ سرجه
آقا رضا ۶٫۵ سرجه
ورثه حاج نصرالله ۶٫۵سرجه
غلام پولاد ۲ سرجه
دخیل غلامحسین ۱٫۵ سرجه
صغری ۳سرجه و۴دانگ
حاج محمد حسن ۲سرجه
اسدالله ۱ سرجه
آغابیگم ۳ سرجه
حاج رضا ۱سرجه و ۱دانگ
عبدالحسین ۰٫۵ سرجه
زمین حمام ۰٫۵ سرجه
حسن بادینی ۰٫۵ سرجه
آقا حسین سید محمد ۴ سرجه
ورثه سید محمد ۱ سرجه و۲ دانگ
سید ابراهیم ۰٫۵ سرجه
سید موسی ۰٫۵ سرجه
سید علی سید محمد ۳٫۵ سرجه
محمد رضا علی تقی ۱٫۵ سرجه
علی ملا محمد ۰٫۵ سرجه
غلامرضا علی ملا محمد ۲٫۵ سرجه
مجموعا (۵۰) سرجه

جدول شماره ۴ – نیم طاق حسن ملا محمد علی

سهامدار مقدار سهام
حسن ملا محمد علی ۷ سرجه
جواد ۳ سرجه
غلام ۳ سرجه
ورثه حاج ملا ۴ سرجه
محمد حسین یوسف ۲ سرجه
دخیل حسینعلی ۱ سرجه
حسین صادق ۱سرجه و ۱ دانگ
حسین علی احمد ۳ سرجه
مجموعا (۲۵) سرجه

جدول شماره ۵ – نیم طاق حاج محمد حسن

سهامدار مقدار سهام
حاج محمد ۷ سرجه
محمد علی ۲ سرجه و۲ دانگ
حسن ابراهیم ۳ سرجه ۲ دانگ
غلامحسین جواد ۲ سرجه و۲ دانگ کم
اکبر رضا ۰٫۵ سرجه
حسن عباس ۰٫۵ سرجه
صادق ملا حسین ۱ سرجه
حاج حسن رمضان ۱ سرجه
ورثه حاج ملا ۱٫۵ سرجه
رمضان ۱٫۵ سرجه
حاج عزت ۴ سرجه و۲ دانگ
مجموعا (۲۵) سرجه

جدول شماره ۶- نیم طاق سید حسین سید محمد

سهامدار مقدار سهام
زوجه آقا حسن ۳٫۵ سرجه
زوجه حسن صفر ۳ سرجه
شیخ حسین علی احمد ۲سرجه
شیخ دخیل علی احمد ۵ دانگ
استاد محمد ۴ دانگ
اسمعیل پولاد ۲ سرجه
میرزا احمد ۲ سرجه
دخیل درویش ۱ سرجه
فاطمه میرزا حسن ۱٫۵ سرجه
محمود حسین ۲ دانگ
سید عباس قمی ۲ دانگ
استاد حبیب ۴ دانگ
علی محمد سلیمان ۰٫۵سرجه
حاج حسن ۲٫۵ سرجه
حاج محمد حسن ۲تا و ۴٫۵ دانگ
حاج حسن ۵ دانگ
عبد الحسین مزرا ۱٫۵ سرجه
مجموعا (۲۵) سرجه

جدول شماره ۷ – نیم طاق حاج اسدالله

سهامدار مقدار سهام
حاج اسدالله ۱۲
محمد رضا علی تقی ۴
حاج محمد حسن ۳٫۵
محمد عبدالحسین ۱٫۵
حسن زفره ای ۱
عباس عبدل ۱
علی غلام باقر تقی ۱
زن غلامرضا جمالی ۱
مجموعا (۲۵) سرجه

چگونگی تقسیم آب در کچو مثقال :

در این روستا شبانه روز به ۴ نیم طاق تقسیم شده که هر یک از نیم طاق ها به اسم یک فرد است . سه قسمت از شبانه روز یعنی صبح و عصر و نیمه شب ثابت و فقط شب است که متغیر می باشد . بدین ترتیب که پس از غروب آفتاب به اندازه ۳۵ سرجه بین سهامداران تقسیم میگردد ، ولی از آنجائیکه غروب آفتاب در فصول مختلف سال در ساعات مختلف صورت میگیرد ، ختم نیم طاق شب بین ساعت ۱۰ تا ۵/۱۲ شب متغیر است .

نیم طاقدار سحر، از ۱۰ روز بعد از عید از نیم طاقدار شب ۱ سرجه دست میگیرد تا ۹ سرجه در حدود ۹۰ روز بعد از عید بعد از اول تیر ماه شروع می کند که ۱ سرجه پس می دهد تا هنگامی که آن ۹ سرجه را که گرفته پس دهد . یعنی تا اول پاییز . در این روستا با توجه به این که شبانه روز ۱۰۰ سرجه است (یعنی هر سهم ۴/۱۴ دقیقه) ولی نیم طاقداران آنرا به ۱۰۸ سرجه تقسیم میکنند (هر سهم ۲۰/۱۳ دقیقه ) که ۸ سهم اضافی کارمزد نیم طاقداران است . از بین ۱۰۰ سرجه آب در شبانه روز ۲ سرجه آن برای دو حمام است یعنی حمام محله بالا و پائین که هر نیم طاقدارکه نوبتش عصر باشد باید آنرا بدهد گرچه در گردش آب این ۲ سرجه جبران می شود .

گردش آب بین نیم طاقداران اثر گذارده یعنی نیم طاقداری که سر شب است بعد از ۱۰شبانه روز جزء نیم طاقداران صبح می باشد. ولی این گردش در مورد سها مداران چندان تاثیری ندارد، چرا که تمام سهامداران پیرو نیم طاقدار هستند . در هر نوبت آبیاری ابتدا نیم طاقدار زمینهای خودرا آبیاری کرده سپس متناسب با دوری و نزدیکی زمین سهامداران با زمین نیم طاقدار آب را بین آنها تقسیم میکند.

سبو کردن آب یا میان کردن آب :

احتیاج شدید کشاورزان به آب در مواقع ضروری آنها را وادار به عملی می کند که در روستای کچو مثقال به آن “سبوکردن آب” و به عبارت دیگر “میان کردن آب”می گویند .میان کردن آب بدین ترتیب است که مدار گردش آب را بجای ۱۰روز ۱۱روز انتخاب میکنند که در اینصورت یک روز اضافی را بین تمام نیم طاقداران تقسیم می کنند که در حدود ۲۱۰سرجه میشود . نیم طاقداران هم آنرا بین سهم بران تقسیم میکنند .

روشهای آبیاری :

آبیاری کلیه زمینهای زراعتی به طریقه غرقابی انجام می شود . برای آبیاری زمین ، پس از شخم زدن (شخم زدن بطور انفرادی و با بیل صورت میگیرد ) آنها را کرت بندی می کنند که مرز میان دو کرت را “سامون”می گویند.اندازه کرتها متفاوت است وبرای هم سطح شدن زمینهای یک کرت از وسیله ای استفاده می کنند که شبیه “تی” می باشد و به آن “وازماله” میگویند. جویهای فرعی منشعب شده از جویهای اصلی در عرض احداث شده که به کرتها راه دارند . محل ارتباط جویهای اصلی به فرعی و فرعی به کرت را “واره” می گویند. زمینهای زراعی به وسیله جویبار فرعی از دیگران مشخص و جدا شده است . برای اینکه در هنگام کمبود آب این کمبود جبران شود از استخر استفاده می نمایند.

۴- رابطه تولید با آبیاری:

چنانچه قبلا در صفحات پیش متذکر شدیم قناتها که منابع آبدهی روستای کچومثقال هستند به علت داشتن چاههایی که عمق آنها زیاد نیست میزان آبدهی آن هر سال متغیر است ووضع چندان ثابتی ندارد این تغییر میزان آبدهی بر روی کشت محصولات چه در زمستان وچه در تابستان اثر گذاشته است .

خرده مالکی بودن آب نیز که تعدد نیم طاقداران را سبب شده است ، اثرات زیانباری در تولید محصولات دارد چرا که خرده مالکی بودن زمین را به دنبال داردکه از یک طرف با عدم استفاده از تکنیکهای جدید روبروست واز طرف دیگر امکان کشت دستجمعی را از کشاورزان گرفته است وباعث هدر رفتن نیروی کشاورزان و آب مصرفی می گردد چرا که در یک جوی حد اقل چندین بار آب بوسیله نیم طاقداران مختلف برده و بسته می شود وبا توجه به اینکه جویها آب ، معمولی بوده ودر زمین کنده شده است ، باعث اتلاف آب فراوانی می شود که خود در تولید محصولات گوناگون اثر گذاشته است.

۵- اثرات اقتصادی و اجتماعی آبیاری :

درگذشته که اقتصاد روستاها در یک مدار بسته و محدود صورت می گرفت و ده هیچگونه ارتباطی با شهر نداشت و نظام ارباب و رعیتی در ده وجود داشت ، مالکیت آب تاثیر فراوانی در منزلت اجتماعی اربابان و صاحبان مالکیت آب داشت . این تاثیر در رفتار آنها کاملا مشخص بوده وهنوز هم هست . چرا که اگر یکی از همین اربابان قدیمی به افرادی که در سابق رعیت آنها بوده اند حرفی بزنند رعیتها بخوبی انجام می دهندو یا اینکه هنوز در گفتگوهای پیر مردها لفظ ارباب وجود دارد وحتی به احترام آنها بپا می خیزند و هنوز در میان مردم ده رایج است که ” ثروت را خودت داری و احترامت را مردم ” .

مالکیت آب در گذشته اثرات اقتصادی نیز به همراه داشته است ، هم در وضع مسکن موثر بوده است و هم در تعلیم و تربیت فرزندان ، چرا که کشاورزان قدرت مالی چندانی نداشتند که فرزندان خود رابه فرا گرفتن تحصیل بفرستند وترجیح می دادند که در کار کشاورزی کمک آنها باشند . رشد جامعه های شهری وکارخانجات مونتاژ که با عدم رونق کشاورزی همزمان بوده ، باعث روی آوردن روستائیان به جامعه های شهری گردیده است . روی آوردن آنها به شهر که تا اندازه ای سطح درآمدهای آنها را بالا آورد،از نظر فرهنگی هم باعث شد تا اندازه ای با آداب و رسوم زندگی شهری آشنا شوند ، تمام معیارها و ارزشهای روستایی را بهم ریخت بطوری که اکنون مالکیت آب تنها اندازه ای اثر اقتصادی داشته ولی دیگر برای صاحبان خود منزلت اجتماعی به همراه نمی آورد.

۶ – گروهها و قشرها

الف: دشتبان    :

دشتبان فردی است که وظیفه اش مواظبت و نگهداری از مزارع بوده است . این وظیفه در گذشته که کشاورزی خوب بود و رونق داشت پر اهمیت بوده ولی در زمان کنونی درصورت تقاضای مردم و هنگامیکه ذرت سفید می کارند به کارگمارده می شود . مزد دشتبان ۵ سیر است یا دو خوشه ذرت سفید ، ولی اگر سرخرمن بخواهند یک دومشتی می دهند که جوم باری نامیده می شود .

ب – خوشه چین :

خوشه چینی نیز کاریست که درکچومثقال تعدادی از افراد فقیربدان اشتغال دارند ، در کچومثقال خوشه چینی بدان معنی است که پس از درو گندم خوشه هایی که بوسیله دروگر درو نشده بوسیله فقیران و با کمک دست چیده می شود ، صاحب زمین نیز کمکی به خوشه چینها می کند . در کچومثقال هنوز خوشه چینها وجود دارند. عکس صفحه بعد این مطلب را تائید می کند .

ج – چوپان :

چوپان در کچومثقال وجود دارد و یک نفر به این کار اشتغال دارد . مجموع گوسفندها و بزها که به صحرا می برد ۳۰۰ راس است در مقابل چرای هر راس گوسفند وبز ۶۰ ریال ماهانه می گیرد . ولی مجموع گوسفندان وبزها درده ۱۰۰۰ راس است که بقیه آن ازآن قصابها ومردم است که در خانه نگهداری می کنند .

د- دروگر :

زارعان خود اکثر کار کشت و درو مزارع را به عهده دارند ولی افراد دروگر نیز وجود دارد که در کار درو به کشاورزان کمک می کنند این کمک شامل درو کردن وبردن تا خرمن می شود و زنان در این امر به مردان کمک می کنند . دروگر در برابر درو هر کرت ۳۵ ریال می گیرد .

ه – حمامی :

با توجه به اینکه در کچومثقال دو محله ودو حمام وجود دارد و حمامهای آن خزینه ای است حمامی نیز شغلی است که هر کسی آن را قبول نمی کند ، چون کاریست بس مشکل . مواد سوختی آن در گذشته بوته های صحرایی بوده ولی اکنون گازوئیل است . مزد یک نفر( یا یک سر) در سال ۳۰ تومان است .

و – سلمانی :

سلمانی که احتیاجات مردم ده را برآورده می کرده است در گذشته شغل پر رونقی بود ولی درآمد چندانی نداشت چرا که در مقابل سلمانی سر ۲ ریال دریافت می کرد . اکنون فقط اصلاح سر کودکان دبستانی و پیران را بعهده دارد ، حقوق سلمانی اکنون در برابر سر و صورت ۲۰ ریال است .

ز – مشاطه یا بند انداز :

علاوه بر آنکه صورت زنان را و عروسان را در شب عروسی آرایش می کند در شب زفاف نیز عروس وداماد را راهنمایی در مورد مسائل درون حجله می کند .

ح – رنگرز :

در گذشته ای نه چندان دور که قالیبافی بوسیله خامه ای صورت می گرفت که بوسیله پیرزنان ریسیده می شد .رنگ آنها بوسیله رنگرزان محلی صورت می گرفت . رنگرزی شغل مهمی بود ولی اکنون که خامه رنگ شده کرکی یا ابریشمی از شهرستان کاشان یا قم می آید این شغل تقریبا از بین رفته است (۵ سال) .

ط – رعیت :

که در کچومثقال ” رعیت ” تلفظ می شود با دهقان و کشاورز همه یک معنی را می دهد . در قدیم الایام که ارباب دارای منزلت اجتماعی خاص بوده رعیت بدین معنی که در خدمت ارباب باشد وجود داشته ولی در زمان کنونی بدان معنی وجود ندارد .

ی – ارباب :

در گذشته در کچومثقال اشخاصی به علت داشتن قدرت مالی که بدنبال آن منزلت اجتماعی را همراه داشت بنام ارباب وجود داشته که افرادی را بنام رعیت در اختیار داشته اند که تمام کارهای خانه آنها را از کشاورزی تا کارهای جزئی خانه انجام می داده ، این افراد بعضیشان هنوز وجود دارند ولی آن منزلت اجتماعی که در گذشته داشتند اکنون ندارند .

علاوه بر گروههای فوق گروههایی از قبیل قصاب – مغازه دار – کدخدا – نجار – نعل کش – کیسه کش و …وجود دارد .

اوزان در کچومثقال :

وزنها که به کمک آنها سنجش صورت می گیرد به دو صورت نامگذاری شده است : یکی “شاه” و دیگری “کهنه” .

۶۴ سیر ۱  من کهنه
۱۶ سیر ۱۰۰  درم
۱۲ سیر پنجاه،بیست و پنج
۸   سیر پنجاه
۲  سیر ۱۰نار
۸۰     سیر ۶کیلوگرم = ۱من سنگ شاه
۱۳٫۵ سیر ۱ کیلو گرم
۲۰    سیر ۱۰۰  درم
۱۵    سیر پنجاه،بیست و پنج
۱۰    سیر پنجاه
۲٫۵   سیر ۱۰  نار
۱۶  مثقال ۱   سیر
۲۱  نخود ۱   مثقال

واژه نامه

تتش عبارت از مقدار خاکی است که پای بوته ذرت می گذارند.
ور خاک بیشتری است که پس از تتش می گذارند.
سلمه نیم طاقدار را گویند.
هنجار برابری یا کافی بودن آب برای زمین را گویند.
لته کرت قطعه ای از زمین زراعت کرده و سبزی کاشته را گویند.
سرجه واحد اندازه گیری تقسیم آب است.
ترسال سال بارانی را گویند.
خشکسال در برابر ترسال به کار می رود.(سال کم باران)

پایان

توجه :عکسهای قدیمی موجود در پایان نامه بصورت فتوکپی وبا کیفیت بسیار پایین بود.آقای دکتر جمشیدیها قول دادندسعی خود را خواهند کرد تا اصل عکسها را در میان اسناد ومدارکشان پیدا کرده وبه دست ما برسانند. در صورت دریافت عکسهای قدیمی آنها را در متن خواهیم آورد .

مدیر”پایگاه فرهنگی مهند”

محمدعلی منتهایی

نظرات بسته اند

رفتن به بالا